نانيسم يا ژيگانتيسم

انتخابات امسال واقعا جالب بود !

 کی فکرش رو می کرد از بين همه ی اون کانديداها احمدی نژاد بياد بالا!

اين رو که ما نوشتيم احمدی نژاد يا اون خوندند، درست نمی دونم .

 اين رومی دونم که که رای های احمدی نژاد به هرحال اون قدری نبود که بالاتر از ديگران بياد بشينه کنار رفسنجانی اما گمان می کنم که به هرترتيب رای های اون بسيار بيشتر از اونی بود که روشنفکران و نخبگان ما تصور می کرند.

 محمد قوچانی دو روز پيش تو ستون سرمقاله ی شرق مطلب اش رو جالب شروع کرده بود اين طور نوشته بود که :« جمعه ی قبل چهره ی ديگری از دموکراسی را به ما نشان داد. نشان داد که همه ی انتخاب ها دوم خرداد نيست، بيست و هفت خرداد هم هست.»

 اگر يه نتيجه ی مثبت داشته باشه اين انتخابات شايد اين باشه که يه تلنگری برای روشنفکرامون بوده که از گوشه ی کافه ها و دفاتر روزنامه و محافل خصوصی و پای وبلاگ هاشون دو قدم  بگذارند اين طرف تر و بيشتر با مرد م باشند .تا وقتی روشنفکرا  و نخبه های ما ارتباطشون بامردم به هم فکرانشون، بخشی از هنرمندان ونهايتا دانشجوها محدوده ، تا وقتی برآيندشون از نظرات مردم به نظرسنجی های مجازی و کامنت های وبلاگشون بسته است وتا وقتی مغرورانه گمان دارندکه مردم رو می تونند توده وار بسيج کنند و رای دلخواهشون رو ازشون بگيرند نبايد انتظار ديگه ای غير از اونچه که پيش آمد داشته باشند.

 به هر حال گذشت و حالا ما مونديم و دور دوم و کاخ رياست جمهوی مملکتمون !

 دور قبل دلمون نمی خواست رياست جمهوری رو بديم دست رفسنجانی شايد چون اون به قدری تو همه ی حوزه های سياسی و اجتماعی واقتصادی ريشه دوونده  بود و بزرگ شده بود که ديگه دلمون می خواست اين تيکه ی گوشت رو خودمون به دندون بگيريم . رياست جمهوری رو حق نسل ديگه ای می دونستيم  با خواست ها، نگرش ها و مطالبات ديگه ای و نمی خواستيم دوباره بسپريمش دست پدربزرگ اما به هرترتيب وروندی که بود نشستيم و ديديم ديگرانی براش دندون تيزتر از ما دارند و ترس خورده يا قهرکرده پس نشستيم .

پدربزرگ عصازنان و جوونی جست زنان اومدن بالا.

واقعيت اينه که پدربزرگ مملکت ما يه جورايی دچار ژيگانتيسم سياسيه قد و اندازه اش بزرگ تر ازاونی رشد کرده که غم معيشت مردم رو داشته باشه يا دغدغه ی آزادی های مدنی رو . اگر هم اقدامی در اين باب بکنه از سياست ورزی هاشونه .

 اما گزينه ی مقابلش ديگه واقع يه کوتوله ی سياسيه که معلوم نيست پشت سرش قرازه چه ملوک الطوايفی راه بيفته تو مملکت . يه آدم خوشحال که معلوم نيست با چه تصوری از رياست جمهوری و سياست گذاری های کلان وتدوين بودجه و حل مسائل و جهت دهی سياسی و اجتماعی اومده جلو که وقتی ازش می پرسن آثار کوتاه مدت رياست جمهوری شما چيه ؟ می گه همدلی و محبت !! می پرسن چطور می خواهيد خصوصی سازی رو عملياتی کنيد ؟ می گه بايد سهام رو به مستضعفين داد! می پرسن نظرتون درمورد مشکلات زنان چيه و برای حل تبعيضات جنسی چه برنامه ای داريد ؟ می گه ما اصل رو می گذاريم بر شايسته سالاری !!! می پرسن نظرتون در مورد روابط فرهنگی با دنيا چيه؟ می گه ما فرهنگ برتريم نبايد در رابطه با ديگر فرهنگ ها پذيرش داشته باشيم بايد ما مولد اصلی فرهنگ تو دنيا باشيم ! شرق هم که ادعا می کنه ازش پرسيدن نظرتون راجع  به وضعيت زندانيان سياسی چيه ؟ گفته کدوم زندانی سياسی ؟ زندانی سياسی امريکا؟( پاسخ های رفسنجانی رو که به سوالای مشابه به خاطر داريد)

درمقابل چنين نانيسم سياسی البته ترجيح می دم از پله بالا برم رو نوک انگشتای پام بلند شم و رايم رو تقديم پدربزرگ قدبلندمون کنم .

 

 

 

 

حاشيه : تبليغات همگانی رو در حمايت از هاشمی ديديد؟دسته های کوچيک راه پيمايی های خيابونی با شعارهای عجيبی که اصلا به رفسنجانی نمی ياد، تجمعات ميدانی ، روونه شدن خيل آدم هايی که گوشه و کنار خيابون ايستادند و بامردم حرف می زنند، قلم زدن های متعدد، انتشار نامه های فراوان اعلام حمايت شخصيت ها ، ليست های بلند بالای حاميان ، فوق العاده ی شرق ، شايعه پراکنی ها، جوسازی ها و ..... دور دوم انگار از اون طرف پشت بوم افتادند تبليغاتشون مردم رو بهت زده کرده که هی چه خبره ؟!! يعنی جدا احمدی نژاد چنين غول بی شاخ ودميه !! يعنی واقعا وضع مملکت اين قدر بحرانيه که اين ها می گن؟! پس بهتره به جای رای دادن بارو بنه رو جمع کنيم از مملکت بگذاريم بريم ديگه !

گمان می کنم اگر رفسنجانی نبود کانديدايی که اين ها اين طور ازش حمايت می کنند گرگ بارون خورده وخونسردی نبود که مردم می شناسنش و بهتر از هر سياستمدار ديگه ای تو اين کشور بلد نبود برنامه بريزه و مردم رو قانع کنه ، مردم درمقابل اين گونه تبليغات اغراق شده جذب نمی شدند پس می خوردند.

 

 

راستی بالاخره شما به کی رای می ديد؟ اصلا رای می ديد؟ روز شنبه چه کس رئيس جمهور مملکتمون اعلام می شه ؟

/ 0 نظر / 9 بازدید